تبليغاتX
نوشته های پشت شیشه - چگونه گذراندید...

نوشته های پشت شیشه

دو سه روز اول که به تنهایی گذشت.تنهایی غذا خوردن و تنهایی پیاده روی کردن.هیچ هم حوصله ی کسی را نداشتم. کتاب هم نخواندم تا به امروز. همش لمیده بودم روبه روی تلوزیون. از شما چه پنهان که هر سه برنامه ی کمدی شبکه های یک و دو  و سه را تماشا می کنم. باز مهران مدیری تکه کلام انداخته است توی دهن مردم « به به ، به به » حالا هرجا می روی همین را می شنوی. چندروز وسطی را رفتم سینما، عید دیدنی، خرید. فیلم « دایره زنگی» بسیار بسیار جالب بود، ریتم تند و فیلم نامه ی عالی و بازیگران خوب، کنار هم یک فیلم عالی را ساخته بود که حلاوتش تا روز بعد از دیدنش توی ذهنتان می ماند.اما « به آهستگی» را دوست نداشتم.خسته شدم از بس از این داستان های تکراری شنیدم.باور کنید. چقدر باید ببینیم یک زن خسته شده از زندگی و غیره و غیره. یک سری به کتاب خانه اتان بزنید تاببینید چقدر از این داستان ها پیدا می کنید.بس است دیگر! هیچ خوشم نیامد از این فیلم نه از بازیگریش نه از داستانش.هیچ.
این چند شب اخیر هم همش به خوش گذرانی های خوشمزه می گذرد. خوردن چاغاله بادام را این روزها فراموش نکنید.
تازه امروز کم کم نم باران زد و انگار تازه بهار دارد ازراه می رسد.
عید جالبی است امسال برای من.سرشار از احساس، وسوسه، رویا، هدف، تمنا...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:33  توسط پونه ابدالی  |